

| نام شما : |
| ایمیل شما : |
| نام دوست شما: |
| ایمیل دوست شما: |
قلعة ضحاك در 28 كیلومتری شرق عجبشیر، بر ارتفاعات مقدم سهند قرار گرفته است. اولین بار توسط یك هیئت باستانشناسی آلمانی در سال 1971 میلادی مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است.

قلعه ضحاك در شهرستان عجب شیر با بیش از سه هزارسال قدمت بر فراز كوه «منفرد» با ناگفتنی های بسیار و حكایتهای زیاد، از مكانهای مهم اقوام مانایی و مادها بوده است . این قلعه در شهرستان عجب شیر در آذربایجان شرقی یكی از مكانهای دیدنی است كه در ارتفاع ۲۳۰۰متری از بستر رودخانه «قلعه چای » در دوران تاریخ كهن ایران زمین پا برجا بوده و آثار زیادی در داخل و پیرامون خود از دوران هخامنشیان ، اشكانیان ، ساسانیان وعصر تمدن اسلامی به یادگار دارد. قدمت قلعه ضحاك به اقوام مانایی ومادها برمی گردد و برای آن در تاریخ نامهای متعددی از جمله ضحاك ، اژدهاك ، قیز قلعه سی، داش قلعه سی، باروآس ، رویی دژ و قلعه گویی ذكر شده است. قلعه ضحاك را می توان پس از ۱/۵ساعت صعود از تخته سنگهای لغزنده و معابر پلكانی صعب العبور به شكل بنایی با طاق قوسی از سنگ خارا با لایه ای از كاشیهای لاجوردی مشاهده كرد. این قلعه كه به عنوان یك دژ استفاده می شد، از سه طرف مشرف به پرتگاه بوده و دیوارهای آن مزین به كنده كاریهای متعدد است. این قلعه دارای مخازن سنگ، آب انبار، آسیاب ، سالن شورا، حمام و دههاآثار حاشیه ای است. حسین بابك محقق آثار تاریخی عجب شیر درباره این قلعه گفت: موقعیت مكانی این قلعه طوری است كه مهاجمان امكان تخریب آن را نداشته و دستگاههای قلعه كوب آن زمان به لحاظ شیب كوه قادر به تخریب و تصرف قلعه نبودند. در مسیر دژ ضحاك انواع غارها وحفره های كنده شده در سینه كوه جلب نظر می كند كه ایجاد آن به دست انسان آن روز خود یكی از شگفتی های دژ محسوب می شود. این قلعه دارای ناگفتنی های بسیار است و از آن حكایت زیادی نقل می شود ولی آنچه مهم است این اثر غنی تاریخی نیازمند توجه خاص مسؤولان است . بغیر از قلعه در پای كوه قبرستانی نیز دیده میشود كه در آن مجسمة سنگی قوچی قرار دارد و در كنار قبرستان، روستایی به نام ینگجه واقع شده است. در دیوار یكی از خانههای روستای ینگجه قوچ سنگی مقبرهای كار گذاشته شدهاست، «راولین سون» با تكیه بر توصیفهای اهل محل، آن را به دوره ساسانی متعلق دانسته است. با در نظر گرفتن بقایای موجود از برجهای نیم استوانهای، بنام دروازه این قلعه، احتمال میرود كه نظر مذكور صحیح باشد. روبنای دیوارها كه از سنگهای مكعب مستطیلی شكل، تركیب شده است، یادآور پوشش دیوارهای ساسانی در تخت سلیمان است. ولی سفالهایی كه تاكنون از داش قلعه ضحاك بدست آمده است همگی مربوط به سدههای 11 و 12 میلادی، یعنی دوره اسلامی است. با این حال، حجاریها و جاسازیهائی كه در سنگ كوه كنده شده است (هر چند كه از لحاظ چگونگی وضع خود با موارد مشابه اورارتوئی تفاوتهایی دارد و نیز قطعه سنگی كه به شكل ستون از كوه درآوردهاند و شاید زمانی مذبح بوده است)، همگی دلائلی است بر اینكه محل را به دوره پیش از اسلام هم متعلق بدانیم.
تعیین زمان بنای اطاقهائی كه نیمی از آن بی سقف در زمین كنده شده و نیم دیگر در سنگ (كنگلومرای) كوه به صورت حفرهای درآورده شده است به دشواری ممكن است. اغلب این حفرهها چاله آبی هم (آب انبار) دارند. همچنین بر دیوارهای این حفرههای سنگی، طاقچههای كوچكی كندهاند.
در داش قلعه ضحاك، تك حفرههائی نیز دیده میشود كه تمام آن را در صخرههای عمودی كوه كندهاند. علاوه بر اینها، باید وجود برجی را ذكر كرد كه از خشت، بر پایة سنگی ساخته شده است و صرفنظر از استحكامات دروازه قلعه، تنها برج دفاعی به شمار میرود زیرا كه اطراف قلعه، پرتگاه است و نیازی به استحكامات بیشتری نبوده است.
به خصوص باید ذكر كرد كه آب چشمهای كه در دامنه كوه مقابل قرار دارد با فشار متوسط لولههایی كه در زمین كار گذاشته شدهاند از روی پشتة مابین گذشته و به ارتفاع قلعه میرسد.
مسیر لولة آب از روی بستری كه در زمین به وضوح نمایان است معلوم میگردد به علاوه تكههای متعددی از لولههای گلی و بقایائی از قالب سنگی كه با بیقیدی از بستر كنده شده است در اطراف دیده میشود.
بستر لوله به عرض 50 سانتیمتر و عمق حداقل یك متر بوده است. لولههای گلی تقریباً از تكههای خورد تكمیل شده در یكدیگر رفته و در بستر قرار گرفتهاند. تكه سنگی آهكی كه شاید تكهای از لولههای سنگی باشد كه در كنار هم چیده شده و كمی هم در یكدیگر فرو رفته است، در روی پشته رابطه به دست آمده است.
گمان میرود كه این تكه سنگ، جزئی از یك قطعه رابط لولهكشی باشد. طرف گشادتر سوراخ، برای جایگزین كردن انتهای لوله گلی بوده در حالی كه از طرف تنگتر آن، آب جریان داشته و لولهای را در نمیگرفته است. این قطعه سنگ از طرف سوراخ باریكتر در فرورفتگیهای سنگی پهلوئی وارد شده است. تكه سنگ یافت شده نیمی از قطعة رابطی بوده كه با نیمة دیگر خود انتهای لوله گلی را در برمیگرفته است و از انتهای دیگر در سنگ، یك تكه توخالی مجاور فرو رفته است.
متأسفانه این قلعه نیز از تاراج و كندوكاوهای غیرمجاز در امان نبوده و فضای اطراف قلعه پوشیده از حفرههایی است كه توسط غارتگران برای بدست آوردن عتیقه، زیرورو شده است.
رستم امینی عضو شورای اسلامی روستای ینگیجه نیز گفت : تاكنون هیچ اقدامی برای مرمت و بازسازی و جلوگیری از تخریب وحفاریهای غیرمجاز سودجویان صورت نگرفته و انگار این قلعه به بوته فراموشی سپرده شده است . با اندك توجه می توان این قلعه را از نابودی و زوال نجات داد ودر صورت ایجاد راه دسترسی مناسب فرصتی بی نظیر برای گردشگران و جهانگردان برای استفاده از مواهب طبیعی و آثار تاریخی این قلعه ایجاد كرد. هم اكنون اهالی روستاهای همجوار به عنوان بازوان میراث فرهنگی نقش عمده ای را درحفاظت از این قلعه باستانی ایفا می كنند
